چگونه علاقه ازدست‌رفته به شغل را بازگردانیم

[ad_1]

کم شدن علاقه به شغل و تلاش برای تغییر یا ترک آن، عموما در کارمندانی دیده می‌شود که‌ اولویت‌های آن‌ها تغییر پیدا کرده است و توقعات بیشتری از شغل خود دارند.

در یک دنیای ایده‌آل، شغل ما جوابگوی تمام نیازهای ما و پر از معنی و انگیزه است. ولی اگر دنیای ما، ایده‌آل نباشد باید چه کنیم؟ اگر شغلی دارید که زمانی عاشق آن بوده‌اید، ولی حالا شما را اذیت می‌کند و دیگر دل شما با آن نیست، چه‌ باید کرد؟

مقاله‌ی مرتبط:

افراد زیادی هستند که چنین وضعیتی دارند. بر اساس نظرسنجی‌هایی که ابتدای سال ۲۰۱۷ توسط موسسه گالوپ (Gallup) انجام شده است، یک‌سوم کارمندان در ایالات متحده احساس می‌کنند در وضعیت شغلی خود زندانی شده‌اند. یعنی از هر سه نفر، یک نفر کارش را با عشق و علاقه‌ی زیادی شروع می‌کند، احساس تعهد و احساس دارد و در کارش بهره‌وری داشته است و اکنون این حس را ندارد. این احساس ناخوشایند چند دلیل دارد: ممکن است شما به خاطر اینکه فکر می‌کنید کارهای تکراری انجام می‌دهید، احساس ناراحتی دارید. ممکن است شما بپرسید انتهای کاری که انجام می‌دهید چیست؟ شاید احساس می‌کنید مدیر شما تمام کارهای شما را کنترل می‌کند و مدیران شرکت به رشد و یادگیری شما اهمیتی نمی‌دهند یا شاید رشدتان از زمان شروع به کار، باعث شده است که اولویت‌های جدیدی در زندگی‌تان تعریف کرده باشید.

بیقراری شغلی

بی‌قراری شغلی در همه جا وجود دارد. ممکن است شما چنین افرادی را در میان دوستان یا فامیل خود دیده و غرولند این افراد را به‌ناچار تحمل کرده‌ باشید. تحقیقات علمی توصیه می‌کنند که افراد در چنین مواقعی باید دید خود را عوض کنند.

به ندای درون خود گوش دهید

از خود بپرسید که در این مرحله از زندگی، چه انتظاراتی از شغل خود دارید. ممکن است همه نخواهند یک شغل در سطح بسیار بالا داشته باشند. تحقیقات نشان می‌دهند که انتظارات افراد از شغل خود، سه دسته‌بندی دارد: بعضی شغل خود را حرفه‌ی خود می‌دانند. برخی دیگر فقط به چشم یک کار به آن نگاه می‌کنند. در دسته‌ی سوم، افرادی هستند که عملکرد بالایی نشان می‌دهند و انتظار آن‌ها این است که از شغلشان احساس رضایت داشته باشند. باید کشف کنید که در این مرحله، چه مسائلی در شغلتان برای شما حائز اهمیت است و چه چیزهایی به شما انگیزه می‌دهد، به چه چیزهایی علاقه بیشتری نشان می‌دهید و چه چیزی درونتان را شعله‌ور می‌کند. طبیعی است شغلی که پس از فارغ‌التحصیلی در دانشگاه انتخاب کرده‌اید دیگر برای شما جذاب نباشد و جاه‌طلبی شما در ۴۰، ۵۰ یا ۶۰ سالگی تفاوت بسیاری با آن دوران دارد. حتی اگر نتوانستید ندای درون خود را بشنوید، حداقل می‌توانید در شغل فعلی‌تان احساس بهتری داشته باشید.

کدام قسمت شغل شما می‌تواند جذاب‌تر شود؟

تحقیق زیادی راجع به جذاب کردن شغل انجام شده است که ثابت می‌کند با بازسازی و جذاب کردن برخی قسمت‌های شغلی، کارمندان احساس بهتری نسبت به خود پیدا می‌کنند و رضایت شغلی آن‌ها بیشتر می‌شود. اگر طراحی شغلی افراد بر اساس ویژگی‌های شخصی آن‌ها، دچار تغییراتی شود، در بهبود عملکردشان بسیار مؤثر خواهد بود. به‌عنوان مثال اگر شخصی از تحلیل کسب‌وکار بیشتر از فروش لذت می‌برد، مدیر مربوطه باید وظایف مرتبط با تحلیل کسب‌وکار را به آن شخص بدهد.

اگر کارمند دیگری دوست دارد ارتباط‌های بیشتری در محل کار خود داشته باشد، به‌عنوان یک مدیر می‌توانید کاری کنید که پروژه‌های خود را با افراد یک تیم انجام دهد. افرادی هستند که دوست دارند کارهایی خارج از حیطه‌ی شغلی خود انجام دهند و دلیل آن نیز کاملا مشخص است: آن‌ها این کار را دوست دارند و آن را به‌خوبی انجام می‌دهند. به‌عنوان یک مدیر، باید بدانید که این رفتار باعث ارزش بخشیدن به شرکت شما می‌شود و آن کارمند نیز تجربه‌ی شغلی بهتری پیدا می‌کند.

بهترین راهنما برای کارمندان این است که تصور کنند یک معمار هستند و باید طرحی از مرحله‌ی «قبل» و «بعد» مسئولیت‌های شغلی خود را طراحی کنند. مرحله‌ی «قبل»، حفظ وضعیت کنونی است و مرحله‌ی «بعد» امکانات موجود در آینده را نشان می‌دهد. شما چه کارهایی می‌توانید انجام دهید تا بتوانید شغل خود را بازطراحی کنید؟ حتی مقدار کمی بازطراحی هم خیلی خوب است. بعضی اوقات تغییرات بسیار کوچک منجر به اثرات بسیار بزرگ و مثبت می‌شوند.

بیقراری شغلی

آتش اشتیاق خود را شعله‌ور کنید

ممکن است شما فردی باشید که برای یک پروژه‌ی شخصی نامربوط به شغل و کارتان، وقت نمی‌گذارید؛ ولی شما می‌توانید در وقت آزاد خود در خارج از محیط کار، ایده‌های کارآفرینانه و نوآورانه‌ی خود را در مقیاس کوچک آزمایش کنید. پیگیری علاقه‌های شخصی و تلاش‌های مرتبط با آن می‌توانند یکنواختی محیط کاری روزانه را کم کند. این تلاش‌های الهام‌بخش، می‌توانند در شغل شما نیز سرریز شوند و در نتیجه شما تلاش کنید که شغل خود را بازطراحی کنید یا درگیر بخش‌هایی از شغل خود شوید که به آن عشق می‌ورزید.

تغییر را شروع کنید

اگر کارهایی را که گفتیم نمی‌توانید شروع کنید، پس تغییراتی برای خود ایجاد کنید. تغییر شغل را به چشم نقل مکان به یک خانه‌ی دیگر ببینید. خانه‌ی اولی که خریدید، جوابگوی نیازهای آن زمان شما بود؛ ولی حالا اولویت‌های شما تغییر کرده است و رشد زیادی داشته‌اید. کدام را انتخاب می‌کنید؟ نقل مکان؟ تعمیرات کلی خانه؟ رفتن به یک خانه‌ی سطح پایین‌تر؟ دقیقا به همین صورت به تغییر شغل نگاه کنید. آیا اولویت‌ها و نیازهای شما تغییر پیدا کرده است؟ آیا می‌توانید شغل خود را بازسازی و بازطراحی کنید یا باید نقل مکان کنید؟

البته اگر گزینه‌ی تغییر شغل را انتخاب کرده باشید، باید قبل از اینکه آن را عملی کنید، به این موضوع به‌خوبی فکر کنید. با افرادی که در حرفه‌ی شما به فعالیت مشغول هستند شبکه‌سازی کنید و ببینید سطح استاندارد حقوق شما چقدر است. نمی‌توانید همه چیز را به‌سرعت عوض کنید، ولی اگر گرفتار بی‌قراری شغلی و دل‌مردگی نسبت به کارتان شده‌اید، احتمالا یکی از انتخاب‌های شما، همین تغییر شغل است.

فراموش نکنید که اگر انگیزه‌ی شما در شغلتان کمرنگ شده است، امید خود را از دست ندهید. می‌توانید مجددا راه‌هایی برای شعله‌ور کردن اشتیاق خود پیدا کنید و یا تغییرات کوچکی در خود به وجود بیاورید که احساس کنید هنوز می‌توانید امیدوار باشید. وقتی که شما تصمیم بگیرید تغییراتی در شغل خود بدهید، ممکن است تعجب کنید که چقدر انعطاف‌پذیر و قوی هستید! 

[ad_2]

لینک منبع

برترین کارمندان چه عادت‌ها و رفتارهایی دارند

[ad_1]

کارمندان برتر هر کسب و کار، برای رسیدن به مقامی که اکنون در آن دارند، رفتارها و عادات تقریبا مشترکی را دنبال می‌کنند.

بهترین کارمندان سازمان‌ها، عموما ویژگی‌های رفتاری مشترکی دارند. این ویژگی‌ها منحصر به یک نفر نیستند و اکثر این الگوهای رفتاری را می‌توان در اکثر کارمندهای خوب دید.

۱. به اهداف سازمان ایمان دارند

مهم‌ترین اولویت یک رهبر خوب این است که هدفی را برای کارمندانش مشخص کند که ارزش وقت آن‌ها را داشته باشد. با داشتن چنین دیدگاهی، کارمندان خوب آن را باور می‌کنند و سعی می‌کنند برای دستیابی سازمان به آن هدف از هیچ تلاشی دریغ نکنند.

۲. وظایفشان را در اولویت قرار می‌دهند

شاید فکر کنید بدترین کارمندان، آن‌هایی هستند که بی‌کفایت یا مخرب هستند؛ اما حداقل تکلیف مدیران با آن‌ها روشن است! بدتر از آن‌ها، کارمندان متوسطی هستند که به‌ندرت کمترین انتظارات را برآورده می‌کنند. آن‌ها وظایف خود را حتی در حد متوسط نیز تکمیل نمی‌کنند.

۳. به زمان توجه می‌کنند

گاهی لازم است جلسات را متوقف کنید. گاهی لازم است برای اتمام پروژه در زمان مشخص درخواست کمک کنید یا به دیگران فشار بیاورید. این اتفاقات همگی نشان‌دهنده‌ی اهمیت زمان در کسب و کار است. کارمندان عالی به‌خوبی می‌دانند که ارزشمندترین کالا برای همه‌ی ما زمان است و به آن احترام می‌گذارند؛ آن‌ها هم زمان خودشان و هم زمان سایر همکاران را ارزشمند می‌دانند.

۴. ارتباطات مفید دارند

کسب و کار

بخشی از کار رئیس این است که ارتباطات و مکالمات مفید با کارمندان برقرار کند و از آن بهتر به آن‌ها الهام و ایده برساند. این وظیفه برای کارمندان نیز به همان اندازه مهم است. این موضوع دوطرفه است: دیدگاه‌های خوب به دیگران بدهند و به‌خوبی به نظرات آن‌ها گوش دهند.

۵. کارها را جلو می‌اندازند

آینده‌نگر بودن بسیار ارزشمند است. یکی از نکاتی که مدیران دوست دارند از کارمندان خوب خود بشنوند این است: «من دیدم که در ادامه‌ی کار به این مشکل برخواهیم خورد و چند راهکار مؤثر برای آن یافته‌ام.»

۶. اطلاعات را با دیگران به اشتراک می‌گذارند

کارمندانی که احساس می‌کنند امنیت شغلی ندارد، تخصص و اطلاعات را احتکار می‌کنند تا خود را ارزشمند جلوه کنند. اما یک کارمند خوب، اعتماد به نفس به اشتراک‌گذاری اطلاعات و دانش دارد. همین اعتماد به نفس به آن‌ها قدرت یاد گرفتن بیشتر و متخصص‌تر شدن می‌دهد و به این ترتیب آن‌ها همچنان می‌توانند ارزش خود را حفظ کنند.

employees expectation: communications

۷. تصمیم‌گیری می‌کنند و به آن متعهد می‌مانند

کارمندان هرگز با همه‌ی تصمیم‌های سازمان موافق نیستند. اما کارمندهای خوب دوست دارند تصمیم‌های دشوار بگیرند. همچنین با ایده‌ی «مخالفت کنید اما متعهد باشید» نیز همسو هستند. یعنی ممکن است با همه‌ی تصمیم‌هایی که گرفته می‌شود موافق نباشند، اما وقتی تصمیمی گرفته شد، به آن احترام می‌گذارند و نسبت به انجام آن متعهد می‌مانند. شاید متعهد ماندن همان تصمیم سختی است که کارمندانِ خوب می‌گیرند.

۸. بازخوردهای خوب می‌دهند

این کار به اخلاق خوب نیز نیاز دارد؛ کارمندان خوب، به همکاران و روسای خود بازخوردهای هوشمندانه و صادقانه می‌دهند. آن‌ها همچنین وقتی لازم باشد لب به ستایش می‌گشایند. یادتان باشد مدیر شما نیز انسان است و آن‌ها نیز از این‌که مورد تأیید قرار بگیرند احساس خوبی پیدا می‌کنند.

۹. صادقانه رفتار می‌کنند

زمان زیادی باید صرف شود تا شما به‌عنوان فردی صادق شناخته شوید؛ اما این سابقه می‌تواند در کسری از ثانیه از بین برود. یک کارمند نمونه بر پایه‌ی صداقت و درستی رفتار می‌کند؛ حتی اگر این کار به نفع خودش نباشد. به‌علاوه، اگر موضوع یا مشکلی به شما مربوط می‌شود، بهتر است فاش کننده‌ی آن خبر و موضوع بد شما باشید.

۱۰. آن‌ها هدایت‌گر هستند

از نشانه‌های یک رهبر بزرگ این نیست که دنبال‌کننده‌های بسیار داشته باشد بلکه نشانه‌اش این است که رهبران بیشتری تربیت و خلق کند. کارمندان خوب، وقتی ببینند فرصت‌های سازنده‌ای برای انجام دادن وجود دارد، همچون رهبر در سازمان خود عمل می‌کنند.

۱۱. چیزی را که نیاز دارند، شرح می‌دهند

اغلب رهبران خوب بر این باورند که نقش کلیدی آن‌ها، اطمینان از این موضوع است که سایرین به آنچه می‌خواهند، چه نیاز به یک ابزار و وسیله خاص باشد و چه دستیابی به یک هدف ارزشمند، دست یافته‌اند. کارمندان نمونه این کار را با توضیح چیزی که به آن نیاز دارند آسان‌تر می‌کنند.

Productive Leader

۱۲. آن‌ها تشکر می‌کنند

فرهنگ سپاسگزاری به رشد سلامت و بازدهی مفید کمک می‌کند. این کار باید از طریق مدیر شروع شود اما کارمندان نمونه نیز معمولا سهم خود را برای ابراز تشکر و قدردانی به‌موقع از همه، ایفا می‌کنند.

۱۳. پیشنهادات مفید می‌دهند

کارمندان نمونه باید متخصص باشند. آن‌ها باید درباره‌ی نقششان بیشتر از رئیسشان بدانند؛ این یعنی آن‌ها می‌توانند ایده‌ها و پیشنهاداتی برای بهبود امور ارائه کنند. البته آن‌ها به‌خوبی هم می‌دانند که در چه زمان‌ها و مکان‌هایی باید بازخوردها و پیشنهادات خود را بیان کنند.

۱۴. شاد هستند و شادی ایجاد می‌کنند

شادترین محیط‌ کاری که در آن بوده‌اید کدام است؟ این حقیقت که حرف زدن و خندیدن در محیط کار همه را آرام‌تر و مفیدتر می‌کند نادیده گرفتنی نیست. کارمندان خوب آن‌هایی هستند که این محیط شاد و آرامش‌بخش را برای بقیه به ارمغان آورند.

۱۵. آن‌ها از لذت بردن هراسی ندارند

یک کارمند نمونه با همکاران خود ارتباط نزدیک و دوستانه برقرار می‌کند و از رابطه‌ی دوستانه و همچنین محیط کارش لذت می‌برد. آن‌ها از این‌که محیط کارشان سرگرم‌کننده باشد هراسی ندارند و آن را تخریب‌گر نمی‌دانند.

happy employee

۱۶. از حق خود دفاع می‌کنند

آن‌ها پیشگیرانه رفتار می‌کنند، البته نه به معنای بد آن! یعنی وقتی کار ارزشمندی را انجام می‌دهند، از دریافت و درک صحیح آن اطمینان حاصل می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که اگر از حق خود کنار بکشند، یک نفر دیگر آن را به نام خود تمام خواهد کرد و همه‌ی اعتبار را از آن خود خواهد کرد. این اتفاق در بلندمدت به شکست آن‌ها خواهد انجامید.

۱۷. سعی می‌کنند به ارزش‌های سازمانی بیفزایند

کارمندان خوب همیشه به چیزی ورای وظایف شغلی تعریف‌شده‌شان می‌اندیشند و سعی می‌کنند با کارهایی متفاوت به ارزش‌های سازمان خود بیفزایند؛ چه این کار را با استخدام یک نیروی تازه‌نفس و عالی انجام دهند و چه یک موقعیت استراتژیک و ارزشمند پیدا کنند.

۱۸. در زمان مناسب سرزنش می‌کنند

یک کارمند خوب نه‌تنها اجازه نمی‌دهد کسی حقش را نادیده بگیرد و از موفقیت او برای خود اعتبار کسب کند، بلکه در مواقعی که خطایی انجام دهند، آن‌ها را در زمان مناسب و با گفتار مطلوب سرزنش می‌کند.

با همکاران صبحت کنید

۱۹. به اصول اخلاقی احترام می‌گذارند

رفتار صحیح سازمانی دربرگیرنده‌ی صداقت است. احترام به هنجارهای اجتماعی، قوانین و رفتارهای شایسته‌ی اولیه از جمله ویژگی‌های رفتاری یک کارمند نمونه است. به‌علاوه این‌که به جای آنکه پس از انجام کاری – اصولا اشتباه یا ناموفق – تقاضای بخشش کنند، پیش از انجام آن تقاضای مجوز می‌کنند. مدیران خوب نیز از این رفتار آن‌ها حمایت می‌کنند.

۲۰. آن‌ها به وقتش همه چیز را رها می‌کنند

کارمندان برتر شاید روزی به این باور برسند که دیدگاه‌ها، نیازها یا چالش‌های متفاوتی می‌خواهند؛ یا شاید به درآمد بیشتری نیاز دارند که شرکت نمی‌تواند برایشان فراهم کند. آن‌ها در این مواقع نمی‌ترسند و به آنچه دارند قانع نمی‌شوند؛ بلکه به‌سوی آینده‌ی بهتر و برآورده‌کننده‌ی خواسته‌هایشان گام برمی‌دارند.

[ad_2]

لینک منبع

۴ نکته برای موفقیت در دوره کارآموزی

[ad_1]

بسیاری از دانشجوها در دوره‌ی کارآموزی سازمان‌های بزرگ شرکت‌ می‌کنند. چگونه مطمئن شویم بعد از اتمام دوره‌ی کارآموزی در همان شرکت استخدام خواهیم شد؟

فصل تابستان است و بسیاری از دانشجوها برای پر کردن اوقات فراغت یا گذراندن واحدهای درسی، به دوره‌های کارآموزی می‌روند. اکثر آن‌ها به این امید در این دوره‌ها شرکت می‌کنند که بتوانند در همان شرکت به‌طور تمام‌وقت استخدام شوند. اما گذراندن این دوره‌های کافی نیست. اگر می‌خواهید شانس خود را برای استخدام شدن بالا ببرید، باید تلاش خود را بیشتر کنید. نگران نباشید اگر نتوانستید به کار کردن در آن شرکت ادامه دهید حداقل معرفی‌نامه‌ی خوبی برای ارائه به شرکت‌های دیگر به دست خواهید آورد. انجام ۴ فعالیتی که در ادامه‌ی این مقاله‌ی زومیت آورده شده است، به شما کمک می‌کند که دوره‌ی کارآموزی موفق‌تری را تجربه کنید و شانس استخدام خود را بالا ببرید.

intern

۱- مهارت‌های خود را نشان بدهید

معمولا افراد دیگری هم به غیر از شما برای شرکت در دوره‌های کارآموزی درخواست می‌دهند. بهترین کار این است که گزارشی از کارکرد خود در هر جلسه تنظیم کنید. در این گزارش بگویید که چه چیزهای جدیدی یاد گرفته‌اید و چه پیشنهادهایی برای بهبود کسب‌و‌کار دارید. این کار هم تمرکز شما را بالا می‌برد و هم باعث می‌شود که هرروز برای پر کردن گزارش خود سراغ کارهای جدید بروید. علاوه ‌بر این مهارت‌های نوشتاری و ارائه‌ی شما نیز با انجام این کار بالا می‌برد.

۲- بازخورد بگیرید

بازخورد گرفتن برای رشد شما حیاتی است. اینکه برای کیفیت کار خود نظر دیگران را جویا شوید، نشان می‌دهد که در کار جدی هستید. بازخورد نگرفتن نشان می‌دهد که شما علاقه‌ی چندانی به کار ندارید. افرادی که از هر فرصتی برای پیشرفت استفاده می‌کنند، کسانی هستند که برای همه‌ی کارها از دیگران بازخورد می‌گیرند. از مدیر خود بخواهید که زمانی را به شما اختصاص بدهد و در مورد عملکردتان قضاوت کند. از او بپرسید که برای پیشرفت کردن باید چه کارهای بیشتری انجام دهید. یکی از بهترین سؤال‌ها این است که بگویید: «اگر بخواهم بعد از اتمام دوره‌ی کارآموزی در همین شرکت استخدام شوم، باید روی چه موضوعاتی تمرکز کنم؟»

internship

۳- کار را نیمه‌کاره رها نکنید

شاید واضح به نظر برسد؛ اما بسیاری از افراد دوره‌ی کارآموزی خود را نیمه‌کاره رها می‌کنند. البته این موضوع به مدیر هم بستگی دارد؛ اما باید حواستان باشد که کوتاهی از طرف شما در این رابطه انجام نشود. همه‌ی کارهایی را که آغاز کرده‌اید، کاملا تمام کنید یا مطمئن شوید از طرف دیگران مدیریت می‌شود. اگر کار را به اتمام رساندید، حتما مدیر را از این مسئله آگاه کنید. بهترین کار این است که با او صحبت کنید و همچنین از او بازخورد بگیرید.

۴- از همه تشکر کنید

در آخرین روز کارآموزی خود و قبل از خداحافظی، یک ایمیل قدردانی بنویسید و آن را برای همه ارسال کنید. بگویید که چقدر از کار کردن با آن‌ها خوشحال شده‌اید؛ همچنین بابت زمانی که در اختیارتان قرار داده‌اند از آن‌ها قدردانی کنید. از آن‌ها بخواهید که ارتباط خود را با شما حفظ کنند و لینک پروفایل لینکدین خود را در پایان ایمیل ذکر کنید. با افرادی که تعامل بیشتری داشته‌اید، تنها به یک ایمیل اکتفا نکنید. شخصا نزد آن‌ها بروید و بابت زحماتشان از آن‌ها تشکر کنید. این بهترین فرصتی است که می‌توانید به آن‌ها بگویید برای موقعیت‌های شغلی می‌توانند روی شما حساب کنند.

دوره‌های کارآموزی برای آینده‌ی شغلی شما بسیار مهم هستند. شما با رفتار شایسته‌ی خود می‌توانید تأثیر خوبی به‌جا بگذارید و شانستان را برای استخدام شدن بالا ببرید. کارفرماها به دنبال کارآموزان مستقل و کارآمد هستند. سعی کنید تا جای ممکن با کارها و رفتار خود نیازهای آن‌ها را برآورده کنید.

[ad_2]

لینک منبع

آیا افراد با فعالیت ذهنی بالا به استراحت بیشتری نیاز دارند؟

[ad_1]

همان‌طور که ماهیچه‌های بدن به استراحت نیاز دارند، بی‌تردید مغز انسان نیز برای عملکرد بهتر نیازمند خواب و استراحت کافی است.

اگر به‌تازگی ورزش را در برنامه‌ی روزانه‌ی خود قرار داده‌اید احتمالا در آغاز، طبق برنامه پیش رفتن برای شما سخت خواهد بود. مسئله این نیست که چقدر سخت تمرین می‌کنید بلکه موضوع مهم این است که شما باید عادت‌های ناسالم را از زندگی‌تان حذف کنید؛ نداشتن خواب کافی و خوردن غذاهای آماده که ارزش غذایی چندانی ندارند از جمله عادت‌هایی هستند که سلامتی شما را به خطر می‌اندازند.

مقاله‌های مرتبط:

درست مانند ورزش کردن که باعث تقویت عضلات بدن می‌شود، خواب و استراحت کافی نیز باعث تقویت ذهن شما می‌شود. نداشتن خواب کافی باعث می‌شود که جسم و ذهن شما برای بازیافتن توان و انرژی خود زمان کافی نداشته باشد؛ به‌طور مثال یک کارآفرین احتمالا مجبور باشد در طول روز ۱۰ تا ۱۲ ساعت کار کند. این فرد بعد از یک روز کاری، وقتی به خانه می‌رسد کارهای بیشتری را انجام می‌دهد و درست قبل از خواب به ایمیل‌های کاری خود پاسخ می‌دهد. به نظر شما چنین فردی بیش از اندازه کار نمی‌کند؟ حالا این فرد ممکن است اخبار یا برنامه‌ی موردعلاقه‌اش را از تلویزیون تماشا کند سپس چند ساعتی می‌خوابد و دوباره روز بعد این روال همچنان ادامه می‌یابد. آیا ذهن این فرد فرصت استراحت کردن را پیدا می‌کند؟ کاملا واضح است که زندگی در عصر اطلاعات باعث ایجاد چنین وضعیتی شده است. در حقیقت، نسبت به ۳۰ سال گذشته ذهن ما روزانه ۵ برابر بیشتر از‌ آن زمان اطلاعات دریافت می‌کند؛ بنابراین دیدن افرادی نگران و مضطرب در جامعه‌ی نوین چندان عجیب نیست. متأسفانه مشغله‌های زیاد کاری و حجم انبوهی از اطلاعات که افراد به‌صورت روزانه دریافت می‌کنند باعث اضطراب و استرس در زندگی آن‌ها می‌شود.

مشغله فکری

کاملا واضح است که مغز انسان در تمام طول روز هوشیار و فعال نمی‌ماند. تصور کنید میلیون‌ها سال پیش انسان‌ها چگونه زندگی می‌کردند؛ در آن زمان زندگی انسان‌ها حرکت آهسته‌تری نسبت به زمان کنونی داشت؛ به عبارت دیگر زندگی شتاب کنونی را نداشت و بیشتر فعالیت انسان شامل شکار، کشاورزی و تهیه‌ی غذا می‌شد. به لطف این سبک زندگی آرام، مردمان آن روزها در طی شبانه‌روز زمان زیادی برای استراحت جسم و ذهنشان داشتند و انرژی ازدست‌رفته را بازیابی می‌کردند. در حقیقت ‌آهنگ زندگی این انسان‌ها با طبیعت و طلوع و غروب خورشید هماهنگ بود زیرا به‌طور کلی ساعت بیولوژیک بدن انسان برای فعالیت در طی روز و استراحت در طی ساعات شب تنظیم شده است.

افرادی که بیش از اندازه ذهن خود را درگیر مشغله‌های زندگی روزمره یا مسائل شغلی‌ می‌کنند، بیشتر از دیگران دچار اختلالات خواب می‌شوند.

افرادی که بیش از اندازه ذهن خود را درگیر مشغله‌های زندگی روزمره یا مسائل شغلی‌ می‌کنند بیشتر از دیگران دچار اختلالات خواب می‌شوند. مطالعات انجام‌شده در این زمینه نشان می‌دهد کمبود خواب باعث آشفتگی ذهنی و ایجاد بیماری‌های جسمی می‌شود.   

خواب کافی باعث افزایش تمرکز ذهنی و در نتیجه افزایش کارایی و بهره‌وری می‌شود. محققان دانشگاه راچستر در مورد خواب مطالعات زیادی را انجام داده‌اند. نتایج تحقیقات انجام‌شده بر روی موش‌ها نشان می‌دهد که خواب باعث افزایش فضای بین سلول‌های مغزی به میزان ۶۰ درصد می‌شود؛ در نتیجه مایع مغزی نخاعی در مغز این جانوران ۱۰ برابر سریع‌تر از زمانی که بیدار هستند جریان یافته و به گردش درمی‌آید.

خواب

بررسی‌ها نشان می‌دهد که مغز انسان علاوه بر خواب کافی در طی شب، نیازمند مدتی استراحت در طول روز نیز هست. به عبارت دیگر در طی فعالیت‌های روزانه باید وقفه‌ی کوتاهی در انجام کارهای خود ایجاد کنید سپس به فعالیت ادامه دهید زیرا مغز انسان فقط ۹۰ الی ۱۲۰ دقیقه می‌تواند روی موضوعی تمرکز داشته باشد.

بررسی‌های زیادی روی این موضوع انجام شده که یکی از جالب‌ترین آن‌ها آزمایشی است که با مشارکت برخی از نوازندگان بااستعداد و مشهور جهان انجام شده است. این نوازندگان ویولن در سه جلسه‌ی ۹۰ دقیقه‌ای موسیقی خود را اجرا می‌کردند که البته وقفه‌ی کوتاهی بین هر جلسه ایجاد شده بود. محققان در این آزمایش مشاهده کردند که پس از یک استراحت کوتاه بعد از هر ۹۰ دقیقه اجرای موسیقی، این نوازندگان عملکرد بهتری داشتند.

علاوه بر این در زمینه‌ی تجارت و کسب و کار نیز آزمایشات مشابهی انجام شده است که نشان می‌دهد بعد از ۹۰ الی ۱۲۰ دقیقه کار و تمرکز بر روی یک موضوع باید کار را متوقف و به موضوع دیگری پرداخت؛ در این صورت با داشتن روزِ کاری ۸ ساعته‌ و ساعات کاری انعطاف‌پذیر، کارایی افراد و در نهایت بهره‌وری شرکت افزایش خواهد یافت.

بعد از ۹۰ الی ۱۲۰ دقیقه کار و تمرکز بر یک موضوع، باید کار را متوقف کرد و به موضوع دیگری پرداخت

فعالیت ذهنی

اگر می‌خواهید تفکری راهبردی و خلاقانه برای حل و فصل مسائل و مشکلات پیچیده‌‌‌ی زندگی داشته باشید علاوه بر خواب کافی باید این شیوه (ایجاد وقفه در کار) را نیز به کار ببندید. با ایجاد چنین وقفه‌هایی استرس شما کاهش می‌یابد؛ این کاهش استرس عملکرد ذهنی فرد را بهبود بخشیده و برای  سلامتی عمومی بدن او مفید است. شاید با خود بگویید زمانی برای اجرای این روش ندارم اما به خاطر شغل و حرفه‌تان و مهم‌تر از آن به خاطر سلامتی‌تان باید به ذهن خود استراحت  بدهید.

پیاده‌روی کنید

تحقیقات نشان داده است زمانی که انسان بعد از چند ساعت کار و احساس خستگی ذهنی، از محیط بسته‌ی محل کار یا منزل خارج می‌شود و چند قدمی پیاده‌روی می‌کند، قسمت‌های مختلفی از مغز او به فعالیت وادار می‌‌شود؛ علاوه بر این نور خورشید باعث افزایش ویتامین D و سروتونین در بدن می‌شود که هر دو برای سلامتی مفید هستند.

به فعالیت‌های موردعلاقه‌ی خود بپردازید

بعد از انجام کارهای روزمره، پرداختن به فعالیت‌های موردعلاقه مانند مطالعه‌ی‌ یک کتاب یا نوشتن یادداشت‌های روزانه باعث می‌شود که فرد احساس بهتری داشته باشد. علاوه بر این انجام کارهایی که دوست دارید به سلامت عمومی بدن شما نیز کمک می‌کند زیرا با این کار به مغز فرصت کافی برای استراحت و بازیابی می‌دهید.

تحرک داشته باشید

ورزش و فعالیت بدنی فقط برای تقویت عضلات و سلامتی جسم مفید نیست بلکه عملکرد مغز را نیز بهبود می‌بخشد. پیاده‌روی و بالا رفتن از پله به‌جای استفاده از آسانسور و ۵ الی ۱۰ دقیقه ورزش یوگا ساده‌ترین راه برای داشتن فعالیت بدنی است.

در طی روز یک خواب کوتاه داشته باشید

تحقیقات نشان می‌دهد که خواب کوتاه در طی روز، خواب‌آلودگی فرد را کاهش می‌دهد و همچنین باعث بهبود عملکرد شناختی مغز و حافظه‌ی کوتاه‌مدت می‌شود.

برای چند دقیقه ذهن خود را از مشکلات و مسائل زندگی رها کنید

سعی کنید برای چند دقیقه هیچ کاری انجام ندهید و به مشکلات زندگی و مسائل کاری خود فکر نکنید. این تمرین باعث می‌شود توانایی حل مسئله و خلاقیت ذهن افزایش یابد.

برای دقایقی وسایل الکترونیکی را کنار بگذارید

سعی کنید در طی روز برای دقایقی وسایل الکترونیکی خود را کنار بگذارید. قبل از خواب، تلویزیون و کامپیوتر را خاموش کرده و تلفن همراه خود را در حالت بی‌صدا قرار دهید.

اگر چه داشتن خواب کافی شبانه و استراحت ذهنی روزانه شروع خوبی است و شما را در مسیر سلامتی قرار می‌دهد اما این نکته را همیشه به خاطر داشته باشید که افرادی با فعالیت ذهنی بیشتر با مشغله‌های کاری فراوان به استراحت و تعطیلات بیشتری نیاز خواهند داشت. گاهی اوقات افراد برای سال‌ها هیچ تعطیلاتی ندارند و از سوی دیگر در طی این سال‌ها که به‌سختی کار کرده‌اند و درآمد کمتری نیز داشته‌اند. چطور ممکن است که با وجود کار زیاد و نداشتن تعطیلات، درآمد کمتری داشته باشید؟ پاسخ این سؤال بسیار ساده است؛ کاملا واضح است که اگر فرد هیچ استراحتی نداشته باشد کارایی کمتری خواهد داشت و در پایان هفته بعد از هفت روز کار بی‌وقفه، احساس خستگی مفرط خواهد داشت و هفته‌ی بعد را خسته و بدون انرژی آغاز می‌کند.

تعطیلات مطالعه

نسبت به ۳۰ سال گذشته، ذهن ما روزانه ۵ برابر بیشتر اطلاعات دریافت می‌کند

اگرچه تعطیلات و استراحت کافی برای سلامتی مفید است و کارایی و خلاقیت کارکنان را افزایش می‌دهد؛ اما بررسی‌های انجام‌شده در آمریکا نشان می‌دهد که در طی سال، فقط ۲۵ درصد از کارکنان از تمام مرخصی‌های سالیانه‌‌ی خود استفاده کرده‌اند. همچنین در یک بررسی جداگانه مشخص شده است که داشتن تعطیلات بیشتر، استرس و خستگی افراد را کاهش نداده است به عبارت دیگر ۲۶ درصد از کارکنانی که بیشترین مرخصی و تعطیلات را داشته‌اند همچنان احساس خستگی می‌کردند و برای شروع کار انرژی کافی نداشتند. برخی کارشناسان در زمینه‌ی مدیریت معتقد هستند که صرفا داشتن تعطیلات باعث بازیابی ذهن کارکنان افزایش بهره‌وری آن‌ها نخواهد شد. همچنین مطالعات علمی نشان می‌دهد که ذهن انسان تنها برای مدت محدودی قادر به تمرکز است.

اگر بیش از اندازه درگیر مشغله‌های کاری خود هستید و به‌اندازه‌ی کافی استراحت نمی‌کنید، تأثیر‌ آن فقط به عملکرد ضعیف در محل کار محدود نمی‌شود بلکه سلامتی شما را نیز به مخاطره می‌اندازد.

[ad_2]

لینک منبع

آیا استعفا دادن آخرین راه حل است؟

[ad_1]

استعفا دادن از یک موقعیت شغلی، تنها راه بهتر کردن شرایط نیست. بسیاری از مشکلات تنها با صحبت کردن و کمی صبوری از بین می‌روند.

برخی تغییراتی که در محیط کار رخ می‌دهند می‌توانند بسیار ناخوشایند باشند. در چنین شرایطی همه‌ی ما به تغییر دادن محل کار خود فکر می‌کنیم. حتی اگر از موقعیت فعلی خود راضی باشیم، دوست داریم شانسمان را در شرکت‌های دیگر هم امتحان کنیم. قبل از اینکه هر تصمیم جدی در مورد آینده‌ی شغلی خود بگیرید، یک نفس عمیق بکشید و دوباره با خودتان فکر کنید. بسیاری از افراد بعد از تصمیم عجولانه و استعفا دادن از کار خود پشیمان می‌شوند. گاهی اوقات استعفا دادن تنها گزینه نیست و به‌جای به‌روزرسانی رزومه‌ی کاری می‌توان شرایط را بهبود داد. ما در این مقاله‌ی زومیت به بررسی ۳ مورد از شرایطی می‌پردازیم که برای همه‌ی کارمندان ناخوشایند هستند؛ همچنین به شما می‌گوییم که در این شرایط بهتر است چه کاری انجام دهید.

quit job

۱- افراد مورد علاقه‌ی شما به فکر تغییر شغل هستند

همه‌ی ما در محیط کار، به یک یا چند نفر از همکاران خود علاقه‌ی بیشتری داریم. این افراد معمولا به ۲ دسته تقسیم می‌شوند. دسته‌ی اول همکارانی هستند که از موقعیت شغلی بهتری نسبت به ما برخوردارند و سابقه‌ی کاری بیشتری دارند. ما این افراد را الگوی خودمان قرار می‌دهیم و می‌خواهیم مانند آن‌ها باشیم. دسته‌ی دوم همکارانی هستند که رابطه‌ی خوبی با آن‌ها داریم و اغلب زمان خود را با آن‌ها سپری می‌کنیم. حال تصور کنید که یکی از این افراد برای موقعیت شغلی در شرکت دیگری درخواست داده باشد. اولین چیزی که به ذهن ما می‌رسد این است که آیا ما هم باید به فکر تغییر محل کار خود باشیم؟ پاسخ این سؤال در اکثر مواقع «خیر» است.

در چنین شرایطی چه کاری انجام دهیم؟

شرایط کاری هر شخصی متفاوت است و نمی‌توان گفت همه در چنین شرایطی باید در موقعیت فعلی خود باقی بمانند. اما ترک محل کار تنها به دلیل تقلید از فرد مورد علاقه‌، کار عاقلانه‌ای به نظر نمی‌رسد. درست است که کار کردن در این شرایط سخت است؛ اما به مرور زمان همه چیز عادی می‌شود و طرز تفکر شما نیز تغییر خواهد کرد. بنابراین قبل از اینکه برای استعفا دادن عجله کنید، کمی زمان بگذارید و درباره‌ی موقعیت شغلی خود خوب فکر کنید. نکات مثبت و منفی آن را یادداشت کنید و تا زمانی که نکات مثبت آن بیشتر است، باید فکر استعفا دادن را از ذهن خود بیرون کنید.

۲- کارهایی به شما داده می‌شود که جزو وظایفتان نیست

شما اولین شخصی نیستید که مجبور است در محیط کار خود کارهایی انجام دهد که جزو وظایف تعریف‌شده‌ی او نیست. هر شخصی کارهای خودش را دارد و برای انجام کارهای بیشتر، باید اضافه‌کاری انجام دهد. در این شرایط آسان‌ترین کار این است که به رئيستان بگویید کار کردن در این شرکت را هیچ ‌موقع دوست نداشته‌اید و اکنون می‌خواهید استعفا دهید.

در چنین شرایطی چه کاری انجام دهیم؟

فراموش نکنید که وظایف شما بنا به دلایل خاصی محول شده است. درواقع شما به‌نوعی برای آن کار انتخاب شده‌اید و باید این موضوع را به خودتان یادآوری کنید. شاید قصد رئیستان از انجام چنین کاری این باشد که بخواهد به شما ترفیع بدهد. زمانی که دلیل این موضوع را متوجه شوید، تصمیم بهتری در مورد آن خواهید گرفت. بنابراین از فکر استعفا دادن بیرون بیایید و با مدیر خود در رابطه با این موضوع صحبت کنید. به او بگویید که بابت انجام دادن پروژه‌های جدید هیجان‌زده هستید و می‌خواهید از اولویت‌بندی‌های خود مطمئن شوید. همچنین در مورد دلیل اضافه شدن وظایف بیشتر نیز از او سؤال بپرسید. اگر پاسخی که گرفتید نتوانست شما را راضی کند، آنگاه تصمیم جدی‌تری در رابطه با این موضوع بگیرید.

quit job

۳- مدیر جدیدی برای شما در نظر گرفته می‌شود

گاهی اوقات مدیران بخش‌های متفاوت یک شرکت به‌طور متناوب عوض می‌شوند. هر مدیری دارای شخصیت متفاوتی است؛ به همین دلیل شناختن و عادت کردن به شیوه‌ی کاری او کمی زمان می‌برد. بعضی از کارمندان تحمل فشار ناشی از این موضوع را ندارند و بعد از مدتی تحمل خود را از دست می‌دهند. بهترین کار این است که صبور باشید و پیشرفت خودتان را در اولویت قرار دهید.

در چنین شرایطی چه کاری انجام دهیم؟

متأسفانه هیچ راهی برای مقابله با این شرایط وجود ندارد. تنها کاری که می‌توان انجام داد این است که ببینید چگونه می‌توانید با مدیر جدید ارتباط برقرار کنید. شاید مجبور باشید کمی اضافه‌کاری انجام دهید. اما مطمئن باشید به‌محض اینکه با روش کاری او آشنا شوید، فشار و اضطراب کمتری احساس خواهید کرد. اگر تلاش‌هایتان فایده نداشت و تحت هیچ شرایطی نتوانستید مدیر جدید را راضی کنید، آنگاه به دنبال شغل جدید باشید.

اگر شما هم در شرایطی هستید که نمی‌دانید باید به دنبال موقعیت شغلی جدید باشید یا خیر، بهتر است شرایط را دوباره در ذهن خود مرور کنید. بسیاری از مشکلات محیط کار با صحبت کردن و صبوری حل می‌شوند و نیازی نیست وقت و انرژی خود را روی پیدا کردن شغل جدید متمرکز کنید.

[ad_2]

لینک منبع

پول درآوردن در خواب با کسب و کار الکترونیک

[ad_1]

همان‌طور که کریستین وانگ (نویسنده و روزنامه‌نگار هکرلایف) می‌گوید: «در زندگی واقعی چیزی به‌عنوان ماشین دائمی پول وجود ندارد.» هر کدام از ما چند ساعت در روز زمان داریم و بیشتر وقت خود را صرف مشتریانی می‌کنیم که حاضرند بابت تخصص و خدمات ما هزینه پرداخت کنند. همچنین طبق تجربه دریافته‌ایم بر اساس زحمتی که می‌کشیم و زمانی که صرف می‌کنیم، چه حق‌الزحمه‌ای را مطالبه کنیم. مشکل از زمانی شروع می‌شود که اگر شما به هر دلیلی نتوانید یا نخواهید کار کنید، واریز وجه هم متوقف می‌شود.

۲ روش برای استمرار درآمدتان در این اوقات وجود دارد:

۱‐ در مواقعی که کار نمی‌کنید، مهارتی بیاموزید که در پیشرفت کسب‌وکارتان تأثیر می‌گذارد و درآمد مستقیمتان را بیشتر می‌کند و نگرانی اوقات بیکاری‌تان را کاهش می‌دهد.

۲‐ محصولاتی تدارک ببینید که بتوانید از طریق تجارت الکترونیک به فروش بگذارید و چه در دسترس باشید چه نباشید، به مشتری تحویل داده شوند.

تجارت الکترونیک

شاید بپرسید آیا واقعا آزادکارانی هستند که درآمد مستمر را تجربه کرده باشند؟ باید بگوییم بله. چنین مواردی اتفاق افتاده و امکان‌پذیر است. در واقع این افراد کارهایی انجام داده‌اند و مسیرهایی تدارک دیده‌اند که واریز وجه به حسابشان جاری باشد. یعنی به منطقه‌ی امنی رسیده‌اند که با توقف کار، درآمدشان قطع نمی‌شود.

از تخصص خود درآمد مستمر بسازید

اغلب مردم ترجیح می‌دهند بابت خدمات سریع و در دسترس، پول پرداخت کنند. یکی از رایج‌ترین راه‌های تولید درآمد جاری، مشاوره‌ی آنلاین است. کاری که در اکثر مشاغل آزاد و در قالب حساب کاربری یا ارائه‌ی محصولاتی برای فروش عرضه می‌شود. می‌توانید تخصصتان را به‌صورت محصولاتی همچون کتاب الکترونیکی، دورههای آموزشی، ویدئو و… به فروش برسانید. ابتدا باید دانش‌ مورد نظرتان را کسب کنید، سپس محصولات را فعالانه تولید و عرضه کنید. در این صورت می‌توانید در خواب هم درآمد داشته باشید!

سایت کسب‌وکارتان را راه‌اندازی کنید

توجه کنید که راه‌اندازی یک وب‌سایت عضوپذیر برای جذب مشتری و فروش محصول، می‌تواند گران باشد. همچنین حفظ کردن و مدیریت آن درحالی‌که وردپرس و دیگر سیستم‌های مدیریت محتوا مدام در حال بروزرسانی هستند، می‌تواند به کابوس شما تبدیل شود.

افراد بسیاری هستند که هزینه‌ی زیادی صرف ساختن وب‌سایت می‌کنند؛ اما درنهایت به خاطر بروزرسانی سیستم مدیریت وب‌سایت، ممکن است تمام زحماتشان به باد برود. برای جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی لازم است دقت کنید که سایت شما با هر سیستم مدیریت محتوایی ساخته می‌شود، اصولی باشد. یعنی ابزارها و افزونه‌هایی (پلاگین‌ها) که با آن سیستم استفاده می‌کنید استاندارد باشند و با بروزرسانی به ایراد و مشکل برنخورند. در نتیجه اگر خودتان متخصص نیستید، به یک متخصص در کنار خود احتیاج دارید.

از سایت‌های شناخته‌شده الهام بگیرید

eKco

myekco.com وب‌سایتی است که محتوا و ویدئوهای آموزشی و مفید کاربران را به‌صورت نامحدود ذخیره می‌کند و از قیمت حداقل ۲۹ دلار به بالا در هر ماه به فروش می‌گذارد. درواقع eKco اجازه می‌دهد هر کاربر، مهارتش را در قالب ویدئو و محتوا به فروش بگذارد و به‌صورت آزادانه با مخاطبانش در ارتباط باشد. داشتن ارتباط آزادانه با مشتریان بسیار حائز اهمیت است که eKco برخلاف دیگر سایت‌ها، این امکان را به صاحبان مشاغل می‌دهد. با این کار آن‌ها می‌توانند ارزیابی کنند که چقدر مورد پذیرش مخاطبانشان بوده‌اند و چه تغییراتی برای بهبود خدمات و کسب‌ و کارشان باید اعمال کنند.

مشتریان شما بابت هر آموزش یا خدمتی که ارائه می‌دهید، هزینه‌ای به حساب سایت واریز می‌کنند و بعد eKco بر اساس تعداد کاربران و دانلودهای انجام‌شده به شما مبلغ معینی پرداخت می‌کند و این پرداخت برای انواع فایل‌ها در مدت یک ماه و بدون قرارداد امکان‌پذیر است.

ekco

Udemy:

Udemy.com سایتی است که دوره‌های آموزشی مختلف را به فروش می‌گذارد و محیطیبرای کارآفرینان ایجاد می‌کند که مهارت‌هایشان را ارائه و ارتقاء دهند. اما تفاوت‌هایی با سایت ekco دارد:

۱‐ در Udemy دوره‌های آموزشی به‌صورت تخفیف‌دار نیز عرضه می‌شوند.

۲‐ مخاطب و مشتری خصوصی برای کارآفرین وجود ندارد. یعنی اطلاعات تماس مشتریان فقط در دسترس سایت است نه صاحبان مشاغل.

۳‐ حداکثر حق‌الزحمه‌ی هر دوره‌‌ی آموزشی ۴۰۰ دلار است و امکان فروش بالاتر وجود ندارد.

۴‐ به ازای هر فروش، مبلغی به‌عنوان کمیسیون به سایت تعلق می‌گیرد.

۵‐ Udemy با ۷ میلیون مخاطب، برای آزمودن ایده‌های کسب و کار فضای مناسبی است.

۶‐ امکان آموزش رایگان یا کم‌هزینه برای تبلیغ نام برند یا کسب و کار نیز وجود دارد.

در واقع همان‌طور که کسب‌وکارتان را در وبلاگ‌ها یا شبکه‌های اجتماعی معرفی می‌کنید، می‌توانید از سایت‌هایی مثل ecko و udemy هم بهره ببرید. البته دقت داشته باشید که بعضی از وب‌سایت‌های کسب و کار صرفا محلی برای بازاریابی هستند و شما به اطلاعات تماس مخاطبان دسترسی ندارید. پس لازم است راه‌های ارتباطی‌تان را معرفی کنید تا مشتریان را مستقیما در اختیار خود بگیرید.

udemy

فرد تأثیرگذاری (Influencer) باشید

تأثیرگذار بودن یک شیوه‌ی بازاریابی مثبت و بسیار الهام‌بخش است که مخاطبان را به‌سرعت به دنبال خود می‌کشاند و راه را باز می‌کند. وبلاگ نویسانی مانند کریستال وانتاسل و کلی میلر بیش از ۸۰ ویدئوی آموزشی وبلاگ‌نویسی منتشر کردند و سپس وب‌سایتی با هدف عضوگیری از فیسبوک با بیش از ۳۲۰۰ عضو تأسیس کردند.

کریستال و کلی برای هر پست رپورتاژی که منتشر می‌کنند، ۷۵۰ دلار از کمپانی‌های بزرگی مانند Kraft (شرکت صنایع غذایی آمریکایی)، Disney (شرکت رسانه‌های گروهی آمریکایی)، Crayola (تولیدکننده محصولات هنری دستی) و دیگر برندها دریافت می‌کنند.

ترافیک سایت

راز آن‌ها برای افزایش مخاطب چه بود؟

آمار زیر، ترافیک و بازدید وبلاگ کریس و کلی (CrystalandComp.com) را بر اساس Google Analytics در سال ۲۰۱۷ نشان می‌دهد:

۲۸.۹۴ درصد از وب‌سایت پینترست (شبکه اجتماعی برای به اشتراک گذاشتن تصاویر)

۳۰ درصد از محتوای مطالب پست شده توسط خودشان.

۲۴.۲۱ درصد از طریق فراخوانی با ایمیل.

۲۲.۱۹ درصد از طریق فیس‌بوک. (آن‌ها ماهانه ۲۰۰ دلار صرف تولید محتوا در فیس‌بوک می‌کردند.)

۱۰ درصد از طریق جستجوی گوگل.

چه راه‌های دیگری برای افزایش بازدید وجود دارد؟

۱- شرکت در گروه‌های مختلف، معرفی خدمات خود و همچنین استفاده از سایت‌های مشابه pubexchange.com (شبکه تبادل اطلاعات بین کاربران)

۲- گروه‌های وبلاگ‌نویسان که محتوا و وب‌سایت‌های همدیگر را تبلیغ می‌کنند.

۳- وب‌سایت‌های عضوگیری از طریق فیسبوک.

کریس و کلی به دلیل خبره بودن در زمینه‌ی وبلاگ نویسی و اصول سئو، بارها مربی وبلاگ‌نویسان دیگر بوده‌اند و سؤالات بسیاری از افراد را در این زمینه پاسخ داده‌اند و در نهایت تصمیم گرفتند تکنیک‌هایشان را در قالب یک کتاب الکترونیکی منتشر کنند. البته آن‌ها بارها برای مخاطبان فیس‌بوک و ایمیل خود، آموزش‌هایی ارائه داده و برای کلاس‌های آنلاین، زمان زیادی صرف کرده بودند. اما چون مخاطبانشان همگی در یک سطح علمی قرار نداشتند، تصمیم گرفتند تجربیاتشان را در قالب کتاب الکترونیکی منتشر کنند.

در کتاب Skyrocket Your Pageviews (انقلابی در بازدیدهای سایت شما) یاد می‌گیرید که چگونه از بخش Google Analytics، بازدیدکنندگان وب‌سایتتان را تجزیه و تحلیل کنید و آنچه را بیشتر می‌پسندند، دریابید. همچنین فرامی‌گیرید که چگونه از داده‌های جمعیت شناختی بهره ببرید، چگونه مطالب هدفمند با کلیدواژه‌های پرطرفدار منتشر کنید و بازدید سایتتان را افزایش دهید.

کسب وکار الکترونیک

نحوه‌ی درآمد کارآفرینان و وبلاگ ‌نویسان

در واقع اکثر وبلاگ نویسان مستقیما از وبلاگشان درآمدی کسب نمی‌کنند. بلکه از طریق نویسندگی، مدیریت رسانه‌های اجتماعی، حسابداری، مشاوره، مدیریت کسب و کار و… مخاطبانشان را جذب می‌کنند و بعد از راه‌های زیر به درآمد می‌رسند:

۱‐ نوشتن محتوا و مطالب تبلیغاتی

۲‐ تبلیغات در کنار وبلاگ

۳‐ قرار دادن لینک مرتبط در هر پست شامل کتاب‌های الکترونیکی، محصولات، آموزش‌های خاص، دستور‌العمل‌ها یا هر محصول و خدمت دیگری که وبلاگ‌نویس تشخیص دهد فروش خواهد کرد.

۴‐ آموزش برنامه‌ریزی برای زندگی، نمونه‌ای از کتاب‌های محبوب است که افرادی آن‌ را نوشته و بعد از طریق کلیدواژه‌های مناسب به اشتراک می‌گذارند و می‌فروشند.

درآمد مستمر امکان‌پذیر است اما…

بله! درآمد مستمر با انتشار کتاب‌های الکترونیکی و فروش محصولات، دست‌یافتنی ‌است اما این‌طور نیست که در کنار ساحل دریا بازنشسته شوید و دیگر هیچ‌وقت احتیاج به کار کردن نداشته باشید!

شاید از اولین خدماتتان درآمدی نداشته باشید. اصول فروش این است که ابتدا محصولاتتان را با قیمت کم ارائه کنید و بعد کیفیت و قیمت را افزایش دهید. دوره‌های بسیاری برای آموزش این موارد وجود دارد که می‌توانید آن‌ها را فرابگیرید و کم‌کم دریابید که کلید موفقیتتان در چیست. این را بدانید که وبلاگ‌نویسان تأثیرگذاری که درآمد جاری دارند، به‌طور مدام مشغول توسعه‌ی محصولات جدید و تبلیغ آن‌ها هستند. همچنین این افراد عمدتا ثروتمند نیستند اما توانسته‌اند به شرایط زندگی خوبی برسند. شما هم می‌توانید با به اشتراک گذاشتن توانایی‌ها و مهارت‌های قابل فروش‌تان به درآمد برسید.

برای پول درآوردن در خواب آماده‌اید؟

هر شخصی با هر تخصصی می‌تواند علم و اطلاعاتش را در قالب کتاب الکترونیکی، دوره‌های آموزشی، مشاوره، ویدئو، برنامه‌ریزی کسب و کار یا هر راهی به‌صورت آزاد منتشر کند. درست مانند هزاران فرد دیگری که این کسب و کار را تجربه کرده‌اند.

[ad_2]

لینک منبع

نارضایتی از شغل و تأثیر آن بر رفتار در محل کار

[ad_1]

اگر احساس می‌کنید که رشد کرده‌اید و موقعیت شغلی که دارید کمتر از توانایی‌های شما است، شاید بد نباشد توجه بیشتری به رفتارتان داشته باشید!

محققان در دانشکده کسب و کار دانشگاه آتلانتیک فلوریدا، دریافته‌اند کسانی که فکر می‌کنند توانایی‌هایشان بیشتر از شغلشان است، معمولا از شغل و محل کارشان در سازمان ناراضی هستند. این نارضایتی به خستگی و ناامیدی ذهنی تبدیل می‌شود که اثر ناخوشایندی بر رفتار فردی دارد؛ رفتارهایی ناشایست و شاید احمقانه.

پروفسور مایکل هراری در بیان خلاصه‌ی گزارش چنین می‌گوید: «ما برای کارمان تلاش می‌کنیم و انتظار پاداش‌هایی نظیر موقعیت‌های شغلی و ارجمند شمرده شدن داریم. برای کارمندی که خود را بالاتر از موقعیت شغلی‌اش می‌داند، این انتظار برآورده نشده است. این یک تجربه‌ی استرس‌زا برای کارمندان است که سلامتی روانی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و باعث رفتارهایی نظیر بروز احساسات منفی یا دل‌مردگی می‌شود.»

اگر احساس استرس می‌کنید یا احساس می‌کنید که قدر شما دانسته نمی‌شود، این احتمال وجود دارد که رفتارهای شما با دیگران تحت تأثیر قرار بگیرد و نامطلوب و نامناسب شود.

مقاله کسب و کار

محققین دریافتند کارمندانی که توانایی‌هایشان را بیشتر از شغلشان می‌دانند، «درگیر رفتارهای ناسالم خواهند شد»؛ رفتارهایی نظیر زودتر از محل کار خارج شدن، دیر در محل کار حضور یافتن، قلدری کردن یا حتی دزدی! به‌طور ساده می‌توان گفت اگر اقدامی در دفتر کار باشد که باعث شود روند کاری خود فرد یا سایرین مختل شود، این فرد آن کارها را انجام خواهد داد!

البته تمام افرادی که گمان می‌برند به ارتقاء شغلی نیاز دارند، چنین رفتارهایی از خود بروز نمی‌دهند. محققین گفته‌اند اغلب کسانی که چنین رفتارهایی از آن‌ها سر می‌زند، کارمندانی هستند که در شرکت جوان‌ترین هستند یا تحصیلات بالا و خودشیفتگی زیادی دارند.

به خاطر بسپارید: اگر احساس می‌کنید که درجا می‌زنید، به‌جای آنکه تلافی آن را سر دیگران درآورید، به این فکر کنید که برای دستیابی به اهدافتان چه کارهای دیگری لازم است انجام دهید.

[ad_2]

لینک منبع

۵ درس زندگی که بسیاری آن‌ها را دیر یاد می‌گیرند

[ad_1]

هرچند سن تنها یک عدد است؛ اما بعضی چیزها را بهتر است تا وقتی هنوز جوان هستید یاد بگیرید.

آلیسا ساتارا، هم-مؤسس Refugee Academy در پاسخ به این سؤال که «چه درس‌هایی در زندگی افراد وجود دارد که معمولا دیر آن را یاد می‌گیرند»، ۵ مورد را بیان کرده است که در ادامه آن‌ها را می‌خوانیم. با زومیت همراه شوید.

Perception

۱. ادراک، واقعیت است

روشی که شما دنیا را درک می‌کنید و می‌فهمید، به‌طور مستقیم بر باورهای شما و راه و روش زندگی تأثیر می‌گذارد. ادراک علاوه بر این‌که شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد، به شما شناخت و آگاهی نیز می‌دهد و همان‌قدر که شما را می‌ترساند، به شما کنجکاوی نیز می‌بخشد.

شما می‌خواهید درک شما از واقعیت محدود باشد یا گسترده؟ 

آیا سعادتی که نادیده گرفتن همه‌چیز برایتان به ارمغان می‌آورد کافی است یا می‌خواهید به چیزهای بیشتری دست پیدا کنید؟

نکته‌ی مهم این است که بیشتر افراد دوست دارند به چیزهای بیشتری دست یابند؛ حتی اگر در ناخودآگاهشان باشد. بشر عاشق دانستن و کشف کردن است. جامعه نیز تأکید بسیاری بر اهمیت آموزش دارد. آموختن و کشف کردن همان کاری است ما انجام می‌دهیم؛ اما با این وجود فهمیدن چیزی که نمی‌فهمیم بسیار سخت است.

حالا ما چطور می‌توانیم یاد بگیریم  چیزهایی را که نمی‌دانیم، بدانیم؟! این کار را با این پرسش از خودتان شروع کنید که چه چیزهایی را نمی‌دانم؟ چه چیزهایی هست که می‌خواهم درباره آن‌ها بیشتر بدانم؟

از همه مهم‌تر، یاد بگیرید و بفهمید که اشتباه کردن هیچ اشکالی ندارد. در هر خطایی، رشد نهفته است.

۲. همه‌چیز موقت است

خوشی‌ها و ناخوشی‌ها موقت هستند. بنابراین، وقتی که در دوران خوشی هستید از آن لذت ببرید و قدرشناس باشید و در روزگار مشکلات و سختی‌ها، آگاه باشید که این روزها به سر خواهد رسید. بدانید که در پایان راه نیستید و فقط در قسمت سخت آن قرار دارید. زندگی پر از پیچ‌وخم، بالا و پایین و اتفاقات پیش‌بینی‌نشده است.

ما گاهی فراموش می‌کنیم که زندگی، راهی است که می‌پیماییم نه هدفی که قرار است به آن دست‌یابیم.

در هر اتفاقی درسی نهفته است. برای بسیاری -بخصوص جوانان- سخت است که قدرشناس زندگی باشند. شناختن ارزش سختی‌ها و اشتباهات، کلید قدرشناسی از این سفر است. بسیار مهم است که در برابر لذت‌هایی که زندگی برای ما به ارمغان می‌آورد، قدرشناس و فروتن باشیم.

همه چیز موقت است، پس سعی کنیم که از همه‌ی آن بیشترین بهره را ببریم.

زندگی

۳. در زمان حال بودن مهم است 

«اگر افسرده اید، در زمان گذشته زندگی می‌کنید. اگر اضطراب دارید، در آینده زندگی می‌کنید. اگر آرامش دارید، در زمان حال زندگی می‌کنید. – لائو تزو

 بیشتر وقت‌ها ما نگران اتفاق‌هایی هستیم که قرار است رخ دهد یا غصه چیزهایی را می‌خوریم که قبلا اتفاق افتاده‌اند. درحالی‌که مهم است به آینده فکر کنیم و به آن اهمیت دهیم، باید مواظب باشیم که حال را تحت تأثیر قرار ندهد. لحظه‌ها به خاطره‌ها تبدیل می‌شوند. سعی کنید از لحظه‌ای که دارید لذت ببرید.

معمولا زمان بسیار زیادی -به‌اندازه‌ی یک عمر- لازم است تا کسی که دائم انبوهی از نگرانی با خود حمل می‌کند بیاموزد که نگرانی مشکلی را حل نمی‌کند.

زندگی کردن در گذشته نیز به همین میزان غیر مفید است. توجه کردن به آنچه بر شما گذشته است و این‌که شما چه احساسی داشتید، حائز اهمیت است و به انرژی احساسی زیادی برای اندوه، پردازش کردن و غلبه کردن بر آن نیاز دارد. اما رها شدن از گذشته و اندوه آن، مزایا و اثرات بسیاری دارد که بازتاب آن بر شما به‌خوبی نمایان می‌شود.

برقراری تعادل بین پند گرفتن از گذشته و اولویت دادن به آینده و سپری کردن روز در زمان حال، بی‌اندازه ارزشمند است؛ آن‌قدر که می‌تواند تمام زندگی شما را تحت تأثیر قرار دهد.

۴. آنچه دوست دارید، انجام دهید و آنچه انجام می‌دهید، دوست داشته باشید

Enjoy Life

نزدیک دانشگاه من در لندن، یک کاشی بزرگ قرار داشت که این سخنان روی آن نوشته شده بود: «آنچه دوست داری انجام بده و آنچه انجام می‌دهی دوست داشته باش.» من هرروز از مقابل آن عبور می‌کردم و هرروز این موضوع را به خودم یادآور می‌شدم که داشتن شغل دلخواه و دوست داشتن شغلی که دارم، چقدر ارزشمند است و بابت آن همیشه شکرگزار بودم.

شغل را می‌توان بزرگ‌ترین بخش زندگی در نظر گرفت، بخشی که شما خودتان درباره‌ی آن تصمیم‌گیری می‌کنید. اگر در شغلی که دارید احساس شادی نمی‌کنید، این نارضایتی و ناخشنودی به بخش‌های دیگر زندگی شما نیز تراوش خواهد کرد. با وجود این‌که هیچ چیزی در زندگی کامل نیست؛ اما مهم است کاری که انجام می‌دهید و جایگاهی که در آن قرار دارید، به شما در رسیدن به اهدافتان و رضایتمندی در زندگی کمک کند.

یک نکته‌ی مهم: روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید.

این مسئله به بخش غیر کاری زندگی نیز مربوط می‌شود. چه عادت‌ها و رفتارها و سرگرمی‌هایی در زندگی دارید که دوست دارید آن‌ها را متوقف کنید؟ کدام‌ را دوست دارید توسعه دهید؟ آگاهی از این‌که چه افراد و فعالیت‌هایی در اطراف شما وجود دارند بسیار اهمیت دارد. اطلاعات مانند مواد مغذی مغز هستند، دقت کنید که به مغزتان چه غذاهایی می‌رسانید.

موفقیت لحظه‌ی پیروزی نیست، بلکه چیزی است که شما را به انتخاب‌ها و لحظاتی با موفقیت‌ها و موقعیت‌های بالاتر و بیشتر رهنمون سازد. شما تنها کسی هستید که می‌توانید سر راه رسیدن به آن زندگی که دوست دارید قرار بگیرید. باب دیلن این موضوع را به بهترین شکل بیان می‌کند: «پول چیست؟ انسانی موفق است که هرروز صبح برخیزد و شب به بالین برگردد و در این میان کارهایی را انجام دهد که دوست دارد.»

۵. شاد بودن به تلاش نیاز دارد

happy

شادترین مردم کسانی هستند که بیشترین تلاش و کار را (روی خودشان) انجام داده‌اند. شاد بودن به تلاش زیادی نیاز دارد. همان‌طور که شاد نبودن به همان مقدار کار و تلاش نیاز دارد! پس آگاهانه و عاقلانه انتخاب کنید. شاد بودن یعنی شما در جایی از زندگی تصمیم گرفته باشید که روی آن [زندگی] کنترل داشته باشید. یعنی تصمیم گرفته باشید دیگر قربانی نباشید و همه انرژی‌تان را به خودتان برگردانید. گاهی این کار بسیار دشوار است؛ اما شما باید تلاش خودتان را بکنید و خود را به‌سوی جلو برانید.

زندگی شما مجموعه‌ای از پیشرفت‌ها و رشدهای شخصی شما است.

یکی از بدترین کارهایی که می‌توانید برای پیشرفت شخصی خود انجام دهید این است که خود را با دیگران مقایسه کنید. به‌سادگی ممکن است در دام حسادت و حسرت داشتن چیزهایی که دیگران دارند، بیافتید. بخصوص این روزها و روشی که با ما شبکههای اجتماعی در ارتباطیم و چیزهایی که از زندگی افراد در این شبکه‌ها می‌بینیم.

باید به خاطر بسپارید که افراد تنها سعی می‌کنند بهترین بخش‌های زندگی‌شان را در شبکه‌های اجتماعی به تصویر بکشند. منصفانه نیست که این چیزها را ببینید و با خودتان بگویید «من می‌خواهم این کار را انجام دهم» یا «من می‌خواهم این شکلی باشم». نه‌تنها این چیزها باعث می‌شود شما از داشته‌های زندگی خودتان غافل شوید بلکه از رشد و کارآمد بودن نیز جلوگیری می‌کند. بیشتر وقت‌ها دریافت شما از زندگی سایرین اشتباه است ولی حتی اگر اشتباه نباشد، بهتر است بر زندگی و خواسته‌های خودتان تمرکز داشته باشید. این زندگی شما و راهی است که باید به آن اهمیت دهید و برای پیمودن آن تلاش کنید.

خوشحال بودن به تلاش و تمرین نیاز دارد. چه با بازگشت به نفستان و چه با تقویت عادت‌های دوست‌داشتنی‌تان، باید این تمرین را انجام دهید. در هر حال باید تمرین کنید. شما تنها یک زندگی دارید. هر چقدر که می‌توانید بکوشید تا آن را به بهترین زندگی تبدیل کنید.

[ad_2]

لینک منبع